السيد محمد حسين الطهراني
155
امام شناسى (فارسى)
فاسق ، نه محبّ را از مبغض ، و نه موحّد را از مشرك « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً » « 1 » همه و همه در يك رديف قرار گرفته ، و چه بسا ممكن بود اشقيا خود را از سعدا بهتر دانند ، و به خود بيشتر بالند . همين كه آفتاب ولايت طلوع كرد و ، بر جانهاى فسرده تابيد ، و نفوس را به جنبش انداخت سرائر و ضمائر و غرائز هر يك از افراد انسان طلوع نموده ، و با اختيار يا راه سعادت را طىّ كرده و آن استعدادات روشن و نورانى را به مرحله فعليّت مىرسانند ، و در اشقياء نيز آن خبث سريرت را به سبب تمرّد و انكار و جحود قلبى آنان ظاهر نموده ، و در مراحل فعل و گفتار ، آثار زشت و بدى از خود بروز مىدهند . پاك فطرتان صفوف عبوديّت را منظّم ، دنيا را از تواضع ، و انفاق ، و ايثار ، و رحم ، و انصاف ، و يتيم نوازى ، و صدق و صفا ، و عدل ، و توحيد پر مىكنند ؛ و زشت سرشتان نيز صفوف ، فجور ، و فسوق خود را تشكيل و دنيا را از خيانت و زشتى و قساوت و پايمال ساختن حقوق و اموال و دروغ و ظلم و شرك پر مىكنند . « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ » « 2 » و به عبارت ديگر چون امام ، حقيقت و روح قرآن است ؛ همانطور كه اثر قرآن شفا و نور رحمت براى مؤمنين است و موجب ترقّى و تكامل آنها و درباره ظالمين موجب ظلمت ، و خسار ، و و بال و تبار ، و موجب ازدياد قساوت و ظلمت آنهاست ؛ همينطور وجود امام عليه السّلام داراى اين اثر و خاصّه است . « وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً » « 3 » آيات قرآن بر مؤمن خوانده مىشود و در اثر پذيرش دل او ، و خضوع و خشوع قلب او ، و ازدياد ايمان و توكّل او ، موجب ترفيع مقام و منزلت ، و چون بر كافر خوانده شود در اثر ردّ نمودن دل او و انكار نمودن و مقابله كردن و تمّرد نمودن ، موجب ازدياد
--> ( 1 ) سوره بقره : 2 - آيه 213 ( 2 ) سوره انفال : 8 - آيه 43 ( 3 ) سوره اسراء : 17 - آيه 82